نگاه ما به زمان

نگاه می‌کنم به آنچه بر من گذشته‌است. به آنچه در اختیارم نبود و اتفاق افتاد‌ و به آنچه در اختیارم بود و اتفاق افتاد. نگاه‌هایی را به یاد می‌آورم که از من گذشته‌اند و یا من از آنها گذاشته‌ام. ندانستم و نمی‌توانستم عملی انجام دهم که باب میلم باشد. همه گذشتند و حسرتهایی به یادگار …
ادامه ی نوشته نگاه ما به زمان

چشنواره‌ی اردکان، تو مرا جامِ‌جمی/ برگزیده شدنِ من

بهترین تجربه‌ی زندگی 《سلام و درود ضمن تبریک به جنابعالی بابت برگزیده شدن در اولین جشنواره اردکان در آینه شعر و ادب از جنابعالی دعوت به عمل می آید تا در مراسم اختتامیه جشنواره شرکت به عمل آورید. زمان: سه شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۱۸۳۰ مکان:  دانشگاه اردکان ، سالن آمفی تئاتر دانشکده کشاورزی …
ادامه ی نوشته چشنواره‌ی اردکان، تو مرا جامِ‌جمی/ برگزیده شدنِ من

معرفی کتاب” دن‌کیشوت” اثری از سروانتس

اثری فاخر که نخواندن آن، کم‌لطفی به خودتان‌ست. براستی دن‌کیشوت، با خواندن کتاب، مشائرش را از دست داده بود که همه چیز را آنطور که می‌خواست برداشت و تصور می‌کرد؟! با اینکه همه او را دیوانه می‌پنداشتند، اما او در خیال خودش سفر می‌کرد ومنتظر اتفاقی بود که پهلوانیش را به منسه ظهور بگذارد و …
ادامه ی نوشته معرفی کتاب” دن‌کیشوت” اثری از سروانتس

سفر زندگی

کتابی که می‌خوانم کتابی را می‌خوانم که از هیچ حادثه و جزئیاتی نگذشته است. همه چیز را تصور کرده و به تصویر کشیده است. جزئیات به گونه‌ای شکل گرفته‌اند که گویی فیلمی با تمام اتفاقاتش روبروی تو در حال وقوع است. من جزئیات را دوست دارم تا جایی که مرا از داستان پرت نکند. می‌دانم …
ادامه ی نوشته سفر زندگی

کتابی که می‌خوانم.

همیشه فکر می‌کردم کتابهای آموزشی کلافه‌کننده‌اند و شوق خواندن را کور می‌کنند. از وقتی با کلاس نویسندگی آشنا شدم، چند کتاب آموزشی خوب را مطالعه کردم. * راه هنرمند از جولیا کامرون * شهامت تدریس از پالمر * خرده تدریس از جیمز ام. لنگ *حیوان قصه‌گو از گاتشال و کتابی که هم‌اکنون مطالعه می‌کنم: “بیست‌کهن‌الگوی‌پیرنگ …
ادامه ی نوشته کتابی که می‌خوانم.

گفتن از《راهِ هنرمند》

به دنبال کتاب《حقِ‌نوشتن》به کتابخانه رفتم. از زمانی که وارد عرصه‌ی نویسندگی شدم، هر کتابی که در کلاس پیشنهاد می‌شد، هیچکدام در کتابخانه موجود نبود‌. مدام با خودم، این بی‌کتابی و فرهنگش را سرزنش می‌کردم. درپی برگزاری کلاس نویسنگی که به کتاخانه رفتم و پیشنهاد برگزاری کلاس را به ایشان دادم، کتاب 《حق‌نوشتن》 را طلب کردم …
ادامه ی نوشته گفتن از《راهِ هنرمند》

سخنم: بخشی از یک کتاب، از یک نویسنده

  تجربه‌یه کار و یک کشف تازه   کتاب شهامت تدریس از پالمر را می‌خواندم. قسمتی که مربوط به ترس بود و راجع به دانشجوی شرور. البته او، دانشجو را به علت سکوتش، شرور می‌خواند و تمام حواسش را به او می‌دهد که به کلاس و آموزش مشتاقش کند. ولی بعد از کلاس، از کار …
ادامه ی نوشته سخنم: بخشی از یک کتاب، از یک نویسنده

💙لذت تمام کردن یک کتاب‌خوب.💙

لذت تمام کردن یک کتاب، مثل خوردن یک بستنی قیفی‌ست. بستنی تا روی قیفش که می‌رسد، تازه دندان‌زدن قیفش لذتی دوچندان دارد. بالاخره کتاب حیوان قصه‌گو اثر جاناتان گاتشال را تمام کردم. هنوز هم وقتی کتابی را می‌خوانم، مثل دوران تحصیلم، مدام برمی‌گردم و آنچه را که درست متوجه نشدم را می‌خوانم. الان هم بعد …
ادامه ی نوشته 💙لذت تمام کردن یک کتاب‌خوب.💙

آنچه در ذهن می‌گذرد.(رابطه‌ی عقل با ذهن)

در ذهنمان چه می‌گذرد؟ همیشه ذهن فعالیت ذهنمان نسبت به فعالیتی که بدنمان انجام می‌دهد، بیشتر است. ذهنمان در هرلحظه در حال بافتن چیزهایی‌است که شاید بدنمان قادر به انجامشان نباشد. اگر دستی بالا می‌رود، ذهن حداقل ۱۰ دلیل برای بالا آمدن دست در خودش تحلیل می‌کند. اگر برگی به زمین می‌افتد، اینها اتفاق می‌افتد …
ادامه ی نوشته آنچه در ذهن می‌گذرد.(رابطه‌ی عقل با ذهن)

ایرانی، یعنی غرور برفراز کشیدن پرچم سه رنگش

سفری به غرب کشور داشتیم جای همگی خالی. سد‌ها و دریاچه و رودخانه‌ها مرا در آغوش می‌کشیدند و دلکندن مشکل بود. بهشتی پهناور که از دیدنش سیر نمی‌شدید. از شهرمان به سمت کرمانشاه حرکت کردیم. از کمربندی که گذشتیم، دیگر خاک دشتها پیدا نبود. همه سرسبزی، خاک‌ها را پوشانده بود ومانند مخمل هنگام وزش باد …
ادامه ی نوشته ایرانی، یعنی غرور برفراز کشیدن پرچم سه رنگش