گفتن از《راهِ هنرمند》

به دنبال کتاب《حقِ‌نوشتن》به کتابخانه رفتم. از زمانی که وارد عرصه‌ی نویسندگی شدم، هر کتابی که در کلاس پیشنهاد می‌شد، هیچکدام در کتابخانه موجود نبود‌. مدام با خودم، این بی‌کتابی و فرهنگش را سرزنش می‌کردم.

درپی برگزاری کلاس نویسنگی که به کتاخانه رفتم و پیشنهاد برگزاری کلاس را به ایشان دادم، کتاب 《حق‌نوشتن》 را طلب کردم و گفتم که کتاب را برای شروع کلاس مطالعه کنم تا بتوانم معرفیش کنم. طبق معمول همیشه این کتاب هم موجود نبود. از قبل کتابهای 《کامرون》را با سرچ درآورده بودم وباز چندتایی را اسم آوردم، هیچکدام را موجود نداشتند تا به کتاب راه هنرمند رسیدم، گفت:《موجود》

باز جای بسی خوشحالی بود، گفتم: 《اشکال ندارد، اگر ترجمه‌ی 《گیتی خوشدل》 هم باشد، کتاب را خواهم برد. همان بود و کتاب را به همراه دوکتاب برای فرزندانم به امانت گرفتم.

حتا فکرش را هم نمی‌کردم که این کتاب این‌قدر در من اثر بگذارد. تا الان نیمی از کتاب را خوانده‌ام و هیچ چیز خسته‌کننده‌ای که مرا از آن برهاند، ندیدم. کتاب، همه از باورهای ما می‌گوید و انگار که درمورد خود ما صحبت می‌کند. از تمام اتفاق‌هایی که برایمان می‌افتد و از تمام موانعی که سر راهمان هست، گویا خبر دارد.
علاوه بر آن راه‌حل‌هایی که انجامش باعث تغییری صحیح در رفتار و کار و زندگیتان می‌شود.

از تمرین‌هایی می گوید که با انجام آن خودت را می‌یابی و درصدد بروز خودت قدم برمی‌داری دراین راه‌ست که خلاقیت گمشده‌ و نیمه‌تمامت را می‌یابی و یا کشفش می‌کنی. خلاقیتی که در تو بود؛ یا از آن بی‌خبر بودی یا از ترس پنهانش کردی.

جولیا کامرون: (متنی از کتاب “راه هنرمند”)

《بسیاری از کسانی که خلاقیت آنها با مانع روبروست، دارای شخصیتی قدرتمند و خلاقند‌؛ اما به شیوه‌ای با آنها رفتار شده است که درباره‌ی توانایی‌ها و استعدادهایشان احساس گناه می‌کنند.
با احساس گناه از استعدادهایشان، نور وجودشان را پنهان می‌کنند و توانایی‌هایشان را دست‌کم می‌گیرند، تا مبادا دیگران را بیازارند، در عوض، خود را می‌آزارند.》

من با خواندن نیمی از کتاب، با طریقه‌ی درستِ صفحات‌صبحگاهی آشنا شدم و به مزیت آن پی بردم و از موقع آشنایی با این کتاب، صفحات صبحگاهی را پر کردم و بدون هیچ فکری خودم را در آن صفحات رها کردم. درست با صفحات‌صبحگاهی آشنا نبودم و نمی‌دانستم که حتمن باید سه صفحه را پر کنم، به هر زور و زحمتی، حتمن سه صفحه. شاید گاهی یک صفحه می‌نوشتم و انتشارش می‌کردم و با یادداشت روزانه اشتباهش گرفته بودم.

ولی الان، بی‌وقفه بعد از خواب می‌نویسم و هر انچه در ذهنم می‌گذرد روی آن می‌آورم. می‌دانم که اینها خصوصی‌ست و نباید فاش شود. می‌دانم که در صورتی مشکل‌گشا می‌شود که برای خودت و پنهان بماند و کسی آن را نبیند. مثل مسواک باید فقط برای خودت باشد. باید تو را پاکیزه کند، روحت را شانه بزند و مرهمی‌برایت بپوشاند.

باید آرزوهای مدفون شده را نبش‌قبر و بعد کشفشان کنیم و به تحقق برسانیم. دیگر نوبت برآورده شدن‌ست و از خود‌گذشتگی بس‌ست.

می‌دانم که باید عادتی که برایم مضر‌است، (خوابیدن زیاد، جواب دادن به تماس‌های غیرضروری، تماس‌های بی‌خودی، تمرکز نداشتن و از این شاخه به آن شاخه پریدن و …) را کنار بگذارم و یک عادت خوب را ( پیاده‌روی، مطالعه، صفحات صبحگاهی، انجام پومودوروها و…) جایگزینش کنم.

می‌دانم که باید از سانسور کردن خودم بپرهیزم و همیشه خودم را تشویق کنم. فکرهای منفی را از خودم دور کنم و مثبت بیاندیشم و باورهایم را باور داشته باشم.
باید چاهی که ایجاد می‌شود را پر کنم، از هرچیز تکراری در زندگی‌ام استفاده کنم و از آن ایده بگیرم.
چاه پرکردن یعنی‌نگذاری سوراخی ایجاد شود و باقی بماند و شما را متوقف کند. با ترفندی حرکت کن که سوراخ و چاه‌های سر راهت را با فکر خودت پرکنی و از درجا زدن بپرهیزی.
اشتباه همیشه‌هست، به گفته‌ی کامرون《 اشتباه لازم‌است، یک لغزش طبیعی‌ست؛
شاید نویسنده‌ی بدی باشید، ولی با پشتکار و حمایت، خوب می‌شوید‌.》 با آنهایی که حتا با نوشتن یک کلمه، شما را تشویق می‌کنند، بیشتر رابطه داشته باشید. آنها که شما را با حرف‌هایشان ناراحت می‌کنند و منفی می‌بافند از خود دور نگه‌دارید. نگذارید حرفهایشان در رسیدن به مقصد و هدفی‌که دارید تاثیر بگذارد.

باورهای منفی را کنار بگذارید و باورهای مثبت را تاکید کنید و یا حتی هر روز بعد از صفحات صبحگاهی آن را بنویسید. این تاکید جولیا کامرون است که بعد از صفحات‌صبحگاهی، حداقل ۵تا ازعبارت‌های تاکیدی و مثبت خود را بنویسید و با خودتان تکرار کنید.

بی‌صبرانه مشتاق خواندن ادامه‌ی این کتاب هستم. من خیلی از احساس‌هایم گم شده‌بودند و الان پیدایشان کردم. خیلی چیزها را تغییر می‌دهم و عادت‌های مفید را در پیش می‌گیرم و به هر‌آنچه مثبت‌ست می‌اندیشم و امید به تحققشان دارم.

شما را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنم و این امید را به شما می‌دهم که با انجام تمام تمرین‌ها و یا حداقل نیمی از آنها، آنچه را که فکر می‌کنید از دست داده‌اید را می‌یابید و جور دیگری نگاه می‌کنید و حالتان بهتر می‌شود.

موفق باشید و پایدار
اعظم کمالی
@azamkamali67

اعظم کمالی

azamkamali.ir

متولد فروردین1367. دارای مدرک لیسانس در رشته‌ی علوم سیاسی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

87 − = 85